۸ راه برای کشف استعداد های پنهان که به ما کمک می کند زندگی راحت تر داشته باشیم؟

1 -پرافتخارترین لحظه های زندگیتان را به یاد بیاورید:

موفقیت ها و دستاوردهای زندگی گذشته تان را به یاد آورده و جایی یادداشت کنید، حتی موفقیت هایی که در کودکی به آن دست پیدا کردید.
مطمئنا یک نقطه مشترک در همه آنها احساس خواهید کرد و به همین ترتیب استعداد پنهانتان را کشف می کنید.

2- به فرزندانتان گوش کنید:

وقتی به یک خانه جدید اسباب کشی کردیم، دختر 9 ساله ام گفت که دوست دارد روی سقف اتاقش یک آسمان نقاشی شود و
روی دیوارها هم گل کشیده شود. اصرار داشت که من اینکار را انجام دهم و می گفت که میداند از عهده اش برمی آیم. اول گیج
بودم ولی با پرسیدن از چند نفر در مورد نحوه قاطی کردن رنگ ها و کشیدن یک طرح جالب کارم را شروع کردم. از همانجا
بود که کارم را شروع کردم.

3 -دوست دارید زندگیتان چه شکلی باشد؟

خیلی وقت ها برای اینکه بفهمیم علاقه مان چیست از ما میپرسند که دوست داریم چه کار کنیم. اما برای خیلی از ما این لیست
چندان طول و دراز نیست. من معمو ًلا بهترین اطلاعات را از ارباب رجوع هایم وقتی به دست می آورم که از آنها می خواهم
بفهمید که دوست
ً
یک روز/یک ماه یا یک سال از زندگی ایده آل شان را برای من توصیف کنند. اینکار باعث می شود دقیقا
دارید زندگیتان را چطور بگذرانید و دخیلی از علایقتان را کشف خواهید کرد.

4-به دیگران گوش کنید:

کسانی پیرامون شما هستند که بهخوبی میدانند شما چه استعداد هایی دارید، حتی زمانی که شما از وجود آنها خبر ندارید.
بهاحتمال زیاد افرادی بودند که به شما گفتهاند در مورد چیزی خوب هستید و شما آن را نشنیده میگرفتید.

5-مشخص کنید که انجام چه چیزی برایتان آسان است:

آیا چیزهایی بودند که شما بهآسانی انجام میدادید درحالیکه همان کار برای دیگران بسیار سخت بود؟ به اینگونه موارد بیشتر
فکر کنید.

6-چه چیزهایی به شما لذت بیشتری میدهد:

استعدادهای شما ممکن است به شیوه متفاوت خود را نشان دهد، آیا دقت کردید که برخی اوقات کاری را به مدت طولانی انجام
دادید درحالیکه خسته نشدید؟ فکر کنید در زمانهای آزاد خود به چهکارهای کشیده میشود؟ پاسخ دادن به این سؤالات استعدادتان
را نشان میدهد.

7-ایده های تان را بنویسید:

قرار نیست یک شاهکار ادبی بنویسید. فقط ایده های تان را به روی کاغذ بیاورید.
تا می توانید به شمار ایده های تان روی کاغذ بیافزایید. می توانید از سوال های زیر استفاده کنید:
چه کاری را به خوبی انجام می دهید؟
لطفا فروتن نباشید و هر آن چه که در آن خوب هستید را بنویسید. آیا طرح های بازاریابی بسیار خوبی می سازید؟ هیچ کس مانند
شما نمی تواند پولش را مدیریت کند؟ به گذشته تان رجوع کنید. آیا در کارهایی که به شما محول می شد خوش قول بودید؟
ذاتا چه کاری را انجام می دهید؟
اگر فکر می کنید هر کاری را که شما انجام می دهید بقیه نیز می توانند انجام دهند؛ اشتباه می کنید. مثلا اگر مهمانی های شما
زبانزد همه است، حتما می توانید در ارتباط برقرار کردن با دیگران و برنامه ریزی مراسم ها به خوبی بدرخشید. این کار
اگرچه آسان است اما یک مهارت محسوب می شود. یا مثلا برای این مشهورید که می توانید لباس های یک سفر ده روزه را
درون یک چمدان کوچک جا دهید؟ آیا تا به حال در پارکینگ منزل تان نجاری کرده اید در حالی که همیشه برای شما یکسرگرمی بوده نه بیش تر؟

8 -به دنبال الگوها بگردید:

حالا که همه ی مهارت های تان را نوشته اید با نگاهی دقیق، متوجه ربط داشتن برخی به برخی دیگر می شوید.
آن ها را به بهترین نحوی که می توانید، گروه بندی کنید. مثلا در چهار گروه زیرجای دهید:
مهارت هایی که دوست دارم انجام دهم
مهارت هایی که پول خوبی می توانم از آن ها بدست بیاورم
مهارت هایی که باید بهبود دهم
مهارت هایی که سال هاست انجام نداده ام
اگر بار اولی است که چنین کاری می کنید احتمالا به سرعت به الگوهای لازم دست پیدا نمی کنید. ایده های تان را در جایی
قرار دهید که هر روز چشمتان به آن ها بخورد و اگر چیزی به ذهنتان رسید آن را یادداشت کنید. ترس، شما را از نگه داشتن آن
کاغذها منع می کند اما با گذاشتن شان در جیب یا روی میز آن را شکست دهید.
ممکن است این کار برای بعضی ها عجیب باشد اما شما اهمیت ندهید. حتی می توانید از برنامه های تلفن هوشمند تان استفاده
کنید؛ اما به یاد داشته باشید قدرتی که نوشتن روی کاغذ دارد قابل مقایسه با نوشتن در تلفن همراهتان نیست.
هدف از یافتن الگوها، شفاف کردن مهارت هایی است که دارید. برای مثال اگر 10 مهارت دارید و 9 مورد آنها در گروه
«مهارت هایی که در کار کنونی ام استفاده نمی شوند» باشند؛ باید به فکر کار جدیدی باشید که از بیشتر مهارت هایتان در آن
استفاده شود. یا باید مهارت های تان را با کارتان درآمیزید و یا این که مهارت های مورد نیاز کار تان را فرا گیرید.
اگر نتوانستید هیچ مهارتی را بنویسید زمان آن رسیده که به دوست تان زنگ بزنید و از او بپرسید. هدف از نوشتن مهارت ها
امید و آگاهی است.
اولی آسان است: تکرار مکررات امید زیادی می طلبد. در ابتدای مسیری مانند این، به آسانی دل سرد می شوید و شاید فکر کنید
هیچ مهارت کاری ندارید. در اینجاست که امید به شما کمک می کند.
دومین هدف، آگاهی است که در فهمیدن مهارت های جدیدی که برای کارتان لازم است به شما کمک می کند.چه بخواهید در کار
کنونی تان پیشرفت کنید و یا کار جدیدی بیابید؛ به مهارت های جدیدی نیازمندید.